Majjhima Nikāya 2

همهٔ آلودگی‌ها

Sabbāsavasutta

ترجمهٔ فارسیِ کامل بر پایهٔ ترجمهٔ انگلیسی Bhikkhu Sujato، ویرایش 2026-08-13، صفحات 69 تا 79 فایل ارسالی.

یادداشت دربارهٔ اختصارها: هر جا علامت «…» آمده، همان اختصارِ موجود در متن انگلیسی سوجاتو است؛ چیزی از طرف مترجم حذف نشده است.

۱.۱

چنین شنیده‌ام.⁴² زمانی بودا در نزدیکی Sāvatthī، در بیشهٔ Jeta، در صومعهٔ Anāthapiṇḍika اقامت داشت. در آنجا بودا رهبانیان را خطاب قرار داد: «رهبانیان!»

آنان پاسخ دادند: «سرور گرامی.»

۱.۵

بودا چنین گفت:

۲.۱

«رهبانیان، شرحِ مهارِ همهٔ آلودگی‌ها را به شما خواهم آموخت.⁴³ گوش فرا دهید و ذهن خود را به‌خوبی معطوف کنید؛ سخن خواهم گفت.»⁴⁴

۲.۳

آنان پاسخ دادند: «بله، سرور گرامی.» بودا چنین گفت:

۳.۱

«رهبانیان، می‌گویم پایان یافتن آلودگی‌ها برای کسی است که می‌داند و می‌بیند، نه برای کسی که نمی‌داند یا نمی‌بیند.⁴⁵ برای کسی که چه چیزی را می‌داند و می‌بیند؟ به‌کارگیریِ عقلانیِ ذهن و به‌کارگیریِ غیرعقلانیِ ذهن.⁴⁶ وقتی ذهن را به‌طور غیرعقلانی به کار می‌گیرید، آلودگی‌هایی که هنوز پدید نیامده‌اند پدید می‌آیند، و آلودگی‌هایی که پدید آمده‌اند رشد می‌کنند.⁴⁷ وقتی ذهن را به‌طور عقلانی به کار می‌گیرید، آلودگی‌هایی که هنوز پدید نیامده‌اند پدید نمی‌آیند، و آلودگی‌هایی که پیش‌تر پدید آمده‌اند رها می‌شوند.»

۴.۱

«برخی آلودگی‌ها باید با دیدن رها شوند؛ برخی با مهار کردن؛ برخی با به‌کار بردن؛ برخی با تحمل کردن؛ برخی با دوری کردن؛ برخی با زدودن؛ و برخی با پرورش دادن.»⁴⁸

۱. آلودگی‌هایی که با دیدن رها می‌شوند

۵.۱

«و آلودگی‌هایی که باید با دیدن رها شوند کدام‌اند؟⁴⁹ فردی عادی و آموزش‌ندیده را در نظر بگیرید که شریفان را ندیده است و نه در آموزهٔ شریفان مهارت دارد و نه در آن تربیت شده است. او انسان‌های راستین را ندیده است و نه در آموزهٔ انسان‌های راستین مهارت دارد و نه در آن تربیت شده است.⁵⁰ او نمی‌فهمد ذهن را باید به چه چیزهایی معطوف کند و به چه چیزهایی نباید معطوف کند. پس ذهن را به چیزهایی معطوف می‌کند که نباید، و به چیزهایی که باید معطوف کند، معطوف نمی‌کند.»

۶.۱

«و چیزهایی که او ذهن را به آن‌ها معطوف می‌کند، در حالی که نباید معطوف کند، کدام‌اند؟ آن‌ها چیزهایی هستند که وقتی ذهن به آن‌ها معطوف شود، آلودگی‌هایی که هنوز پدید نیامده‌اند پدید می‌آیند و آلودگی‌هایی که پدید آمده‌اند رشد می‌کنند: آلودگیِ میل حسی،⁵¹ میل به تولد دوباره، و نادانی. این‌ها چیزهایی هستند که او ذهن را به آن‌ها معطوف می‌کند، در حالی که نباید معطوف کند.»

۶.۶

«و چیزهایی که او ذهن را به آن‌ها معطوف نمی‌کند، در حالی که باید معطوف کند، کدام‌اند؟ آن‌ها چیزهایی هستند که وقتی ذهن به آن‌ها معطوف شود، آلودگی‌هایی که هنوز پدید نیامده‌اند پدید نمی‌آیند، و آلودگی‌هایی که پدید آمده‌اند رها می‌شوند: آلودگیِ میل حسی، میل به تولد دوباره، و نادانی. این‌ها چیزهایی هستند که او ذهن را به آن‌ها معطوف نمی‌کند، در حالی که باید معطوف کند.»

۷.۱

«از آنجا که ذهن را به چیزهایی معطوف می‌کند که نباید، و به چیزهایی که باید معطوف کند معطوف نمی‌کند، آلودگی‌هایی که هنوز پدید نیامده‌اند پدید می‌آیند و آلودگی‌هایی که پدید آمده‌اند رشد می‌کنند.»

۷.۲

«او ذهن را به این شکل غیرعقلانی معطوف می‌کند: «آیا در گذشته وجود داشتم؟ آیا در گذشته وجود نداشتم؟ در گذشته چه بودم؟ در گذشته چگونه بودم؟ در گذشته، پس از آنکه چه بودم، به چه تبدیل شدم؟⁵² آیا در آینده وجود خواهم داشت؟ آیا در آینده وجود نخواهم داشت؟ در آینده چه خواهم بود؟ در آینده چگونه خواهم بود؟ در آینده، پس از آنکه چه باشم، به چه تبدیل خواهم شد؟» یا دربارهٔ زمان حال چنین دچار تردید است: «آیا من هستم؟ آیا من نیستم؟ من چه هستم؟ من چگونه هستم؟ این موجودِ دارای احساس—از کجا آمده است؟ و به کجا خواهد رفت؟»⁵³»

۸.۱

«وقتی او ذهن را به این شکل غیرعقلانی معطوف می‌کند، یکی از شش دیدگاه زیر در او پدید می‌آید و آن را همچون یک واقعیتِ حقیقی می‌پذیرد:⁵⁴

دیدگاهِ: «خودِ من باقی می‌ماند.»⁵⁵

دیدگاهِ: «خودِ من باقی نمی‌ماند.»

دیدگاهِ: «من خود را به‌وسیلهٔ خود ادراک می‌کنم.»⁵⁶

دیدگاهِ: «من آنچه ناخود است را به‌وسیلهٔ خود ادراک می‌کنم.»⁵⁷

دیدگاهِ: «من خود را به‌وسیلهٔ آنچه ناخود است ادراک می‌کنم.»⁵⁸

یا چنین دیدگاهی دارد: «این خودِ من همان اوست؛ همان کسی که سخن می‌گوید، همان کسی که می‌داند، و کسی که نتایج کردارهای خوب و بد را در همهٔ قلمروهای گوناگون تجربه می‌کند. این خود دائمی، پایدار، جاودانه و فنا‌ناپذیر است، و تا ابد و همیشه دوام خواهد داشت.»⁵⁹

این را بدفهمی، بیشهٔ دیدگاه‌ها، بیابانِ دیدگاه‌ها، پیچ‌وتابِ دیدگاه‌ها، طفره‌رویِ دیدگاه‌ها، و بندِ دیدگاه‌ها می‌نامند.⁶⁰ فرد عادیِ آموزش‌ندیده‌ای که در بندِ دیدگاه‌ها گرفتار است، از تولد دوباره، پیری و مرگ؛ از اندوه، زاری، درد، غم و پریشانی آزاد نمی‌شود. می‌گویم که او از رنج آزاد نمی‌شود.»

۹.۱

«اما شاگردِ شریفِ آموزش‌دیده‌ای را در نظر بگیرید که شریفان را دیده است و در آموزهٔ شریفان مهارت یافته و تربیت شده است. او انسان‌های راستین را دیده است و در آموزهٔ انسان‌های راستین مهارت یافته و تربیت شده است. او می‌فهمد ذهن را باید به چه چیزهایی معطوف کند و به چه چیزهایی نباید معطوف کند. بنابراین، ذهن را به چیزهایی معطوف می‌کند که باید، و به چیزهایی که نباید، معطوف نمی‌کند.»

۱۰.۱

«و چیزهایی که او ذهن را به آن‌ها معطوف نمی‌کند و نباید معطوف کند، کدام‌اند؟ آن‌ها چیزهایی هستند که وقتی ذهن به آن‌ها معطوف شود، آلودگی‌هایی که هنوز پدید نیامده‌اند پدید می‌آیند و آلودگی‌هایی که پدید آمده‌اند رشد می‌کنند: آلودگیِ میل حسی، میل به تولد دوباره، و نادانی. این‌ها چیزهایی هستند که او ذهن را به آن‌ها معطوف نمی‌کند و نباید معطوف کند.»

۱۰.۶

«و چیزهایی که او ذهن را به آن‌ها معطوف می‌کند و باید معطوف کند، کدام‌اند؟ آن‌ها چیزهایی هستند که وقتی ذهن به آن‌ها معطوف شود، آلودگی‌هایی که هنوز پدید نیامده‌اند پدید نمی‌آیند، و آلودگی‌هایی که پدید آمده‌اند رها می‌شوند: آلودگیِ میل حسی، میل به تولد دوباره، و نادانی. این‌ها چیزهایی هستند که او ذهن را به آن‌ها معطوف می‌کند و باید معطوف کند.»

۱۰.۱۱

«از آنجا که ذهن را به چیزهایی که نباید معطوف نمی‌کند، و به چیزهایی که باید معطوف می‌کند، آلودگی‌هایی که هنوز پدید نیامده‌اند پدید نمی‌آیند و آلودگی‌هایی که پدید آمده‌اند رها می‌شوند.»

۱۱.۱

«او ذهن را به‌طور عقلانی چنین معطوف می‌کند: «این رنج است» … «این خاستگاهِ رنج است» … «این توقفِ رنج است» … «این همان عملی است که به توقفِ رنج می‌انجامد.»⁶¹ و هنگامی که چنین می‌کند، سه بند را رها می‌کند: دیدگاهِ جوهرانگارانه، شک، و بدفهمیِ احکام و آیین‌ها.⁶² این‌ها «آلودگی‌هایی که باید با دیدن رها شوند» نامیده می‌شوند.»

۲. آلودگی‌هایی که با مهار کردن رها می‌شوند

۱۲.۱

«و آلودگی‌هایی که باید با مهار کردن رها شوند کدام‌اند؟⁶³ راهبی را در نظر بگیرید که با تأمل عقلانی، در حالی زندگی می‌کند که قوهٔ چشم را مهار می‌کند. زیرا آلودگی‌های رنج‌آور و تب‌آلودی که ممکن است در کسی که بدون مهارِ قوهٔ چشم زندگی می‌کند پدید آیند، هنگامی که چنین مهاری وجود دارد پدید نمی‌آیند.⁶⁴ او با تأمل عقلانی، در حالی زندگی می‌کند که قوهٔ گوش را مهار می‌کند … قوهٔ بینی … قوهٔ زبان … قوهٔ بدن … قوهٔ ذهن. زیرا آلودگی‌های رنج‌آور و تب‌آلودی که ممکن است در کسی که بدون مهارِ قوهٔ ذهن زندگی می‌کند پدید آیند، هنگامی که چنین مهاری وجود دارد پدید نمی‌آیند.⁶⁵»

۱۲.۱۰

«زیرا آلودگی‌های رنج‌آور و تب‌آلودی که ممکن است در کسی که بدون مهار زندگی می‌کند پدید آیند، هنگامی که چنین مهاری وجود دارد پدید نمی‌آیند. این‌ها «آلودگی‌هایی که باید با مهار کردن رها شوند» نامیده می‌شوند.»

۳. آلودگی‌هایی که با به‌کار بردن رها می‌شوند

۱۳.۱

«و آلودگی‌هایی که باید با به‌کار بردن رها شوند کدام‌اند؟⁶⁶ راهبی را در نظر بگیرید که با تأمل عقلانی از جامه‌ها استفاده می‌کند: «فقط برای دفع سرما و گرما؛ برای دفع تماس مگس‌ها، پشه‌ها، باد، آفتاب و خزندگان؛ و برای پوشاندن اندام‌های خصوصی.»»

۱۴.۱

«او با تأمل عقلانی از غذای صدقه‌ای استفاده می‌کند: «نه برای تفریح، زیاده‌روی، آراستن، یا زینت دادن؛ بلکه فقط برای نگه داشتن این بدن، برای پرهیز از آسیب، و برای پشتیبانی از تمرین معنوی. به این ترتیب، ناراحتیِ قدیمی را پایان خواهم داد و ناراحتیِ تازه‌ای پدید نخواهم آورد؛ و امکانات لازم برای ادامه دادن، بی‌ملامتی، و اقامتی آسوده را خواهم داشت.»⁶⁷»

۱۵.۱

«او با تأمل عقلانی از محل اقامت استفاده می‌کند: «فقط برای دفع سرما و گرما؛ برای دفع تماس مگس‌ها، پشه‌ها، باد، آفتاب و خزندگان؛ برای پناه گرفتن از هوای سخت، و برای بهره‌مند شدن از خلوت.»»

۱۶.۱

«او با تأمل عقلانی از داروها و لوازم مورد نیاز بیماران استفاده می‌کند: «فقط برای دفع دردهای بیماری و برای کمک به سلامتِ خوب.»⁶⁸»

۱۷.۱

«زیرا آلودگی‌های رنج‌آور و تب‌آلودی که ممکن است در کسی که بدون استفاده از این چیزها زندگی می‌کند پدید آیند، هنگامی که از آن‌ها استفاده می‌شود پدید نمی‌آیند. این‌ها «آلودگی‌هایی که باید با به‌کار بردن رها شوند» نامیده می‌شوند.»

۴. آلودگی‌هایی که با تحمل کردن رها می‌شوند

۱۸.۱

«و آلودگی‌هایی که باید با تحمل کردن رها شوند کدام‌اند؟⁶⁹ راهبی را در نظر بگیرید که با تأمل عقلانی، سرما، گرما، گرسنگی و تشنگی را تحمل می‌کند. او تماسِ مگس‌ها، پشه‌ها، باد، آفتاب و خزندگان را تحمل می‌کند. او انتقادهای بی‌ادبانه و ناخوشایند را تحمل می‌کند. و درد جسمانی را تاب می‌آورد—دردی که تیز، شدید، حاد، ناخوشایند، نامطبوع و تهدیدکنندهٔ زندگی است.»

۱۸.۳

«زیرا آلودگی‌های رنج‌آور و تب‌آلودی که ممکن است در کسی که بدون تحمل این چیزها زندگی می‌کند پدید آیند، هنگامی که این چیزها تحمل می‌شوند پدید نمی‌آیند. این‌ها «آلودگی‌هایی که باید با تحمل کردن رها شوند» نامیده می‌شوند.»

۵. آلودگی‌هایی که با دوری کردن رها می‌شوند

۱۹.۱

«و آلودگی‌هایی که باید با دوری کردن رها شوند کدام‌اند؟⁷⁰ راهبی را در نظر بگیرید که با تأمل عقلانی از فیل وحشی، اسب وحشی، گاو نر وحشی، سگ وحشی، مار، کندهٔ درخت، زمین خاردار، گودال، پرتگاه، باتلاق و فاضلاب دوری می‌کند. او با تأمل عقلانی از نشستن بر جایگاه‌های نامناسب، رفت‌وآمد در محله‌های نامناسب، و معاشرت با دوستان بد دوری می‌کند—یعنی هر محیطی که همراهان معنویِ عاقل آن را محیطی بد بدانند.⁷¹»

۱۹.۴

«زیرا آلودگی‌های رنج‌آور و تب‌آلودی که ممکن است در کسی که بدون دوری کردن از این چیزها زندگی می‌کند پدید آیند، هنگامی که از آن‌ها دوری می‌شود پدید نمی‌آیند. این‌ها «آلودگی‌هایی که باید با دوری کردن رها شوند» نامیده می‌شوند.»

۶. آلودگی‌هایی که با زدودن رها می‌شوند

۲۰.۱

«و آلودگی‌هایی که باید با زدودن رها شوند کدام‌اند؟⁷² راهبی را در نظر بگیرید که با تأمل عقلانی، یک فکر حسی، بدخواهانه، یا بی‌رحمانه را که پدید آمده است تحمل نمی‌کند؛ بلکه آن را رها می‌کند، می‌زداید، از میان می‌برد و نابود می‌کند. او هیچ کیفیتِ بد و ناشایسته‌ای را که پدید آمده باشد تحمل نمی‌کند؛ بلکه آن را رها می‌کند، می‌زداید، از میان می‌برد و نابود می‌کند.»

۲۰.۳

«زیرا آلودگی‌های رنج‌آور و تب‌آلودی که ممکن است در کسی که بدون زدودن این چیزها زندگی می‌کند پدید آیند، هنگامی که آن‌ها زدوده می‌شوند پدید نمی‌آیند. این‌ها «آلودگی‌هایی که باید با زدودن رها شوند» نامیده می‌شوند.»

۷. آلودگی‌هایی که با پرورش دادن رها می‌شوند

۲۱.۱

«و آلودگی‌هایی که باید با پرورش دادن رها شوند کدام‌اند؟⁷³ راهبی را در نظر بگیرید که با تأمل عقلانی، عامل بیداریِ ذهن‌آگاهی⁷⁴ را پرورش می‌دهد؛ همچنین بررسیِ اصول، انرژی، سرخوشی، آرامش، غوطه‌وری، و تعادل را. این عوامل بر خلوت، محو شدن، و توقف تکیه دارند و به رها کردن می‌رسند.⁷⁵»

۲۱.۹

«زیرا آلودگی‌های رنج‌آور و تب‌آلودی که ممکن است در کسی که بدون پرورش دادن این چیزها زندگی می‌کند پدید آیند، هنگامی که این چیزها پرورش داده می‌شوند پدید نمی‌آیند. این‌ها «آلودگی‌هایی که باید با پرورش دادن رها شوند» نامیده می‌شوند.»

۲۲.۱

«اکنون راهبی را در نظر بگیرید که با دیدن، آلودگی‌هایی را که باید با دیدن رها شوند رها کرده است؛ با مهار کردن، آلودگی‌هایی را که باید با مهار کردن رها شوند رها کرده است؛ با به‌کار بردن، آلودگی‌هایی را که باید با به‌کار بردن رها شوند رها کرده است؛ با تحمل کردن، آلودگی‌هایی را که باید با تحمل کردن رها شوند رها کرده است؛ با دوری کردن، آلودگی‌هایی را که باید با دوری کردن رها شوند رها کرده است؛ با زدودن، آلودگی‌هایی را که باید با زدودن رها شوند رها کرده است؛ و با پرورش دادن، آلودگی‌هایی را که باید با پرورش دادن رها شوند رها کرده است.⁷⁶ او «راهبی که با مهار کردن همهٔ آلودگی‌ها زندگی می‌کند» نامیده می‌شود؛ کسی که اشتیاق را بریده، بندها را به دور افکنده، و با فهم درستِ خودبینی به رنج پایان داده است.»⁷⁷

۲۲.۳

این همان چیزی بود که بودا گفت. رهبانیان خشنود شدند و آنچه بودا گفته بود را پسندیدند.


پایان MN 2 — Sabbāsavasutta — «همهٔ آلودگی‌ها»