Majjhima Nikāya 3

وارثانِ آموزه

Dhammadāyādasutta

ترجمهٔ فارسیِ کامل بر پایهٔ ترجمهٔ انگلیسی Bhikkhu Sujato، ویرایش 2026-08-13، صفحات 80 تا 84 فایل ارسالی.

یادداشت دربارهٔ اختصارها: هر جا علامت «…» آمده، همان اختصارِ موجود در متن انگلیسی سوجاتو است؛ چیزی از طرف مترجم حذف نشده است.

۱.۱

چنین شنیده‌ام. زمانی بودا در نزدیکی Sāvatthī، در بیشهٔ Jeta، در صومعهٔ Anāthapiṇḍika اقامت داشت. در آنجا بودا رهبانیان را خطاب قرار داد: «رهبانیان!»

۱.۵

آنان پاسخ دادند: «سرور گرامی.» بودا چنین گفت:

۲.۱

«رهبانیان، وارثانِ آموزهٔ من باشید، نه وارثانِ امور مادی.⁷⁸ از روی دلسوزی نسبت به شما با خود می‌اندیشم: «چگونه شاگردان من می‌توانند وارثانِ آموزه باشند، نه وارثانِ امور مادی؟»

۲.۴

«اگر شما وارثانِ امور مادی شوید، نه وارثانِ آموزه، در آن صورت سزاوار این اتهام خواهید بود:⁷⁹ «شاگردانِ آن آموزگار به‌عنوان وارثانِ امور مادی زندگی می‌کنند، نه وارثانِ آموزه.» و من نیز در معرض این اتهام قرار خواهم گرفت: «شاگردانِ آن آموزگار به‌عنوان وارثانِ امور مادی زندگی می‌کنند، نه وارثانِ آموزه.»

۲.۸

«اما اگر وارثانِ آموزه شوید، نه وارثانِ امور مادی، در آن صورت سزاوار این اتهام نخواهید بود: «شاگردانِ آن آموزگار به‌عنوان وارثانِ آموزه زندگی می‌کنند، نه وارثانِ امور مادی.» و من نیز در معرض این اتهام قرار نخواهم گرفت: «شاگردانِ آن آموزگار به‌عنوان وارثانِ آموزه زندگی می‌کنند، نه وارثانِ امور مادی.»

۲.۱۲

«پس رهبانیان، وارثانِ آموزهٔ من باشید، نه وارثانِ امور مادی. از روی دلسوزی نسبت به شما با خود می‌اندیشم: «چگونه شاگردان من می‌توانند وارثانِ آموزه باشند، نه وارثانِ امور مادی؟»

۳.۱

«فرض کنید من غذا خورده باشم و از غذای بیشتر خودداری کرده باشم، سیر شده باشم و به اندازهٔ نیازم خورده باشم.⁸⁰ و مقداری غذای صدقه‌ایِ اضافی مانده باشد که قرار است دور ریخته شود. سپس دو راهب نزد من بیایند که از گرسنگی ضعیف شده‌اند. به آنان می‌گویم: «رهبانیان، من غذا خورده‌ام و از غذای بیشتر خودداری کرده‌ام؛ سیر شده‌ام و به اندازهٔ نیازم خورده‌ام. و این غذای صدقه‌ایِ اضافی نیز باقی مانده که قرار است دور ریخته شود. اگر مایلید، آن را بخورید. در غیر این صورت، آن را در جایی که گیاه چندانی نمی‌روید دور خواهم ریخت، یا در آبی که موجود زنده‌ای در آن نیست خواهم انداخت.»

۳.۸

«سپس یکی از آن دو راهب با خود چنین می‌اندیشد: «بودا غذا خورده و از غذای بیشتر خودداری کرده است. و مقداری غذای صدقه‌ایِ اضافی دارد که قرار است دور ریخته شود. اگر ما آن را نخوریم، او آن را دور خواهد ریخت. اما بودا همچنین گفته است: “وارثانِ آموزهٔ من باشید، نه وارثانِ امور مادی.” و غذای صدقه‌ای یکی از امور مادی است. پس به‌جای خوردن این غذای صدقه‌ای، چرا این روز و شب را در حالی نگذرانم که از گرسنگی ضعیف شده‌ام؟» و همین کار را می‌کند.

۳.۱۷

«سپس راهب دوم با خود چنین می‌اندیشد: «بودا غذا خورده و از غذای بیشتر خودداری کرده است. و مقداری غذای صدقه‌ایِ اضافی دارد که قرار است دور ریخته شود. اگر ما آن را نخوریم، او آن را دور خواهد ریخت. پس چرا این غذای صدقه‌ای را نخورم و سپس روز و شب را در حالی نگذرانم که گرسنگی و ضعفم برطرف شده است؟» و همین کار را می‌کند.

۳.۲۳

«هرچند آن راهب، پس از خوردن غذای صدقه‌ای، روز و شب را در حالی گذراند که گرسنگی و ضعفش برطرف شده بود، این راهبِ نخست است که بیشتر سزاوار احترام و ستایش است. چرا؟ زیرا این کار برای مدتی طولانی موجب می‌شود که آن راهب کم‌خواسته، خرسند، فروتن، کم‌زحمت برای دیگران، و پرانرژی باشد.⁸¹

۳.۲۶

«پس رهبانیان، وارثانِ آموزهٔ من باشید، نه وارثانِ امور مادی. از روی دلسوزی نسبت به شما با خود می‌اندیشم: «چگونه شاگردان من می‌توانند وارثانِ آموزه باشند، نه وارثانِ امور مادی؟»»

۴.۱

این همان چیزی بود که بودا گفت. پس از سخن گفتن، آن قدسی از جای خود برخاست و وارد محل اقامتش شد.

۴.۳

اندکی پس از آنکه بودا رفت، Venerable Sāriputta رهبانیان را خطاب قرار داد:⁸² «دوستانِ گرامی، رهبانیان!»

۴.۵

آنان پاسخ دادند: «دوست گرامی.» Sāriputta چنین گفت:

۵.۱

«دوستان، چگونه است که شاگردانِ آموزگاری که در خلوت زندگی می‌کند، خود را در خلوت تربیت نمی‌کنند؟ و چگونه است که آنان خود را در خلوت تربیت می‌کنند؟»⁸³

۵.۲

آنان گفتند: «دوست گرامی، ما حاضریم راهی طولانی طی کنیم تا معنای این گفته را در حضور Venerable Sāriputta بیاموزیم. باشد که خودِ Venerable Sāriputta معنای این سخن را روشن کند. رهبانیان گوش خواهند داد و آن را به خاطر خواهند سپرد.»

۵.۵

Sāriputta گفت: «پس دوستان، گوش فرا دهید و ذهن خود را به‌خوبی معطوف کنید؛ سخن خواهم گفت.»

۵.۶

آنان پاسخ دادند: «بله، دوست گرامی.» Sāriputta چنین گفت:

۶.۱

«دوستان، چگونه است که شاگردانِ آموزگاری که در خلوت زندگی می‌کند، خود را در خلوت تربیت نمی‌کنند؟ شاگردانِ آموزگاری که در خلوت زندگی می‌کند، خود را در خلوت تربیت نمی‌کنند. آن‌ها چیزی را که آموزگار به ایشان می‌گوید رها کنند، رها نمی‌کنند. آن‌ها لذت‌جو و سست‌اند، در پس‌رفت پیشگام‌اند، و خلوت را نادیده می‌گیرند. در چنین حالتی، راهبان ارشد از سه جهت سزاوار انتقادند:⁸⁴ «شاگردانِ آموزگاری که در خلوت زندگی می‌کند، خود را در خلوت تربیت نمی‌کنند.» این نخستین جهت است. «آن‌ها چیزی را که آموزگار به ایشان می‌گوید رها کنند، رها نمی‌کنند.» این دومین جهت است. «آن‌ها لذت‌جو و سست‌اند، در پس‌رفت پیشگام‌اند، و خلوت را نادیده می‌گیرند.» این سومین جهت است. راهبان ارشد از این سه جهت سزاوار انتقادند. در چنین حالتی، راهبان میانه⁸⁵ و راهبان تازه‌کار از همین سه جهت سزاوار انتقادند.⁸⁶ این است چگونگیِ اینکه شاگردانِ آموزگاری که در خلوت زندگی می‌کند، خود را در خلوت تربیت نمی‌کنند.

۷.۱

«و چگونه شاگردانِ آموزگاری که در خلوت زندگی می‌کند، خود را در خلوت تربیت می‌کنند؟ شاگردانِ آموزگاری که در خلوت زندگی می‌کند، خود را در خلوت تربیت می‌کنند. آن‌ها چیزی را که آموزگار به ایشان می‌گوید رها کنند، رها می‌کنند. آن‌ها لذت‌جو و سست نیستند، در پس‌رفت پیشگام نیستند، و خلوت را نادیده نمی‌گیرند. در چنین حالتی، راهبان ارشد از سه جهت سزاوار ستایش‌اند: «شاگردانِ آموزگاری که در خلوت زندگی می‌کند، خود را در خلوت تربیت می‌کنند.» این نخستین جهت است. «آن‌ها چیزی را که آموزگار به ایشان می‌گوید رها کنند، رها می‌کنند.» این دومین جهت است. «آن‌ها لذت‌جو و سست نیستند، در پس‌رفت پیشگام نیستند، و خلوت را نادیده نمی‌گیرند.» این سومین جهت است. راهبان ارشد از این سه جهت سزاوار ستایش‌اند. در چنین حالتی، راهبان میانه و راهبان تازه‌کار نیز از همین سه جهت سزاوار ستایش‌اند. این است چگونگیِ اینکه شاگردانِ آموزگاری که در خلوت زندگی می‌کند، خود را در خلوت تربیت می‌کنند.

۸.۱

«بدیِ مورد نظر در اینجا حرص و نفرت است. برای رها کردن حرص و نفرت، راهی میانه در تمرین وجود دارد. این راه، بینش و شناخت می‌بخشد و به آرامش، شناخت مستقیم، بیداری و خاموشی می‌انجامد.⁸⁷ و آن راه میانهٔ تمرین چیست؟ همین راه شریف هشتگانه است:⁸⁸ دیدگاه درست، قصد درست، گفتار درست، کردار درست، معاش درست، کوشش درست، ذهن‌آگاهی درست، و غوطه‌وری درست. این همان راه میانهٔ تمرین است که بینش و شناخت می‌بخشد و به آرامش، شناخت مستقیم، بیداری و خاموشی می‌انجامد.

۹–۱۵.۱

«بدیِ مورد نظر در اینجا خشم و کینه‌توزی است. … تحقیر و خوارشماری … حسادت و خساست … فریب‌کاری و دورویی … لجبازی و پرخاشگری … خودبینی و تکبر … خودپسندی و سهل‌انگاری. برای رها کردن خودپسندی و سهل‌انگاری، راهی میانه در تمرین وجود دارد. این راه، بینش و شناخت می‌بخشد و به آرامش، شناخت مستقیم، بیداری و خاموشی می‌انجامد. و آن راه میانهٔ تمرین چیست؟ همین راه شریف هشتگانه است: دیدگاه درست، قصد درست، گفتار درست، کردار درست، معاش درست، کوشش درست، ذهن‌آگاهی درست، و غوطه‌وری درست. این همان راه میانهٔ تمرین است که بینش و شناخت می‌بخشد و به آرامش، شناخت مستقیم، بیداری و خاموشی می‌انجامد.»

۹–۱۵.۱۳

این همان چیزی بود که Venerable Sāriputta گفت. رهبانیان خشنود شدند و آنچه Sāriputta گفته بود را پسندیدند.